تبليغاتX
Beethoven
موسیقی و پیانو برای همه ی ایرانیان
 ننننننننننننننظظظظظظظظرررررررر
نظر بدید دیگه اگر هم چیزی خواستید به من بگید براتون بزارم

 

 

|+| نوشته شده توسط nadia در جمعه سی و یکم تیر 1390  |
 همه چیر راجع به پیانو

 

زندگی مانند پیانو است..روزهای خوب مثل کلید های سفید و روز های بد مانند کلید های سیاه..از نواختن کلید های سیاه و سفید در کنار هم آهنگ خوش زندگی نواخته میشود.....


پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها کلاویها به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

 

 

تاریخچه

پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) میباشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

نحوه صدادهی

چکش‌های پیانو

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلیدهای پیانو

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد.

هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

 

انواع پیانو

  • پیانو دیواری (Vertical - Upright)
  • پیانو اسپینت
  • پیانو کنسول
  • پیانوی بزرگ

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود.

نحوه نواختن پیانو

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. بدلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانسیت می تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

نحوه نت‌نویسی برای پیانو

نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید


|+| نوشته شده توسط nadia در سه شنبه چهاردهم تیر 1390  |
 زندگی نامه ی فردیک شوپن
فردریک فرانسوا شوپن (Frédéric François Chopin مارس ۱۸۱۰ - اکتبر ۱۸۴۹) پیانیست و آهنگسازی لهستانی بود.

 او در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی بدنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را برای رفتن به پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد و به مدت ۱۰ سال از ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند نویسنده فرانسوی ارتباط داشت. شوپن در تمام طول عمر خوداز ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت.

شوپن اغلب آثارش را برای پیانو تنها می‌نوشت اما در میان کارهایش می‌توان قطعاتی برای پیانو و همراهی کننده یافت. ملودی اصل تقویت کننده اثر اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی دلیل و زاید برخوردار نیست. گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم می‌خورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانس‌ها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آن‌ها مد نظر قرار گرفته‌است متمایز می‌کند. او تعدادی از فرم‌های موسیقی را ابداع نمود اما مهم‌ترین نوآوری‌هایش را در غالب فرم‌هایی مثل سونات پیانو، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونز به نمایش گذاشته‌است.

زندگینامه

شوپن در زلازولا شهری در مرکز لهستان به دنیا آمد. پدرش نیکولا شوپن یک مرد فرانسوی بود که اصلیتی لهستانی داشت. او در سال ۱۷۸۲ به لهستان رفت و با تکلا جوستینا که یک لهستانی بود ازدواج کرد و در لهستان سکنی گزید.

بر اساس گفته‌های خانواده این آهنگساز، شوپن در ۱ مارس ۱۸۱۰ به دنیا آمده‌است. او همیشه از این تاریخ، به عنوان روز تولدش نام می‌برد. ولی مدارک مربوط به غسل تعمیدش ۲۲ فوریه را روز تولد او اعلام می‌کند که به احتمال زیاد این دوگانگی در اعلام تاریخ تولد او رامی توان تنها به عنوان یک اشتباه از سوی کشیش نویسنده این مدرک دانست(مدرک در ۲۳ آوریل نوشته شده بود که ۸ هفته پس از تولد وی بود).

خانواده شوپن در اکتبر ۱۸۱۰ به ورشو نقل مکان کردند. استعداد موسیقایی شوپن جوان در سال‌های آغاز زندگی اش ظهور کرد تا آنجا که در ورشو به لقب موتسارت دوم مشهور شد. شوپن قبل از ۷ سالگی دو پولونز (در سل مینور و در سی بمل ماژور) نوشت که اولی توسط فادر سیبولسکی-سرپرست مدرسه ارگانیست و یکی از معدود ناشران موسیقی در لهستان- منتشر شد. با انعکاس نبوغ خارق العاده او در روزنامه‌های ورشو، شوپن کوچک مورد توجه و پذیرش سالن‌های کنسرت اشرافی در پایتخت قرار گرفت. او از این زمان اجرای کنسرت‌های خیریه خود را آغاز کرد و اولین کنسرت پیانو خود را در ۸ سالگی اجرا کرد. او نخستین درس‌های حرفه‌ای پیانو را از زیونی (متولد ۱۷۵۶ در بوهم) آموخت. این دوره از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ به طول انجامید، شوپن از زیونی به نیکی یاد می‌کرد گرچه او خیلی سریع از استادش پیشی گرفت. یکی دیگر از کسانی که در پیشرفت شوپن نقش بسزایی را ایفا کرد ویلهلم وورفل (متولد ۱۷۹۱ در بوهم) بود. این پیانیست پرآوازه که استاد کنسرواتوار ورشو بود درس‌های گرانبهایی را -گرچه نامنظم- در نواختن ارگ -و احتمالاً پیانو- به شوپن آموخت. شوپن در پاییز ۱۸۲۶ نزد جوزف السنر (متولد ۱۷۶۹) آهنگساز کنسرواتوار ورشو شروع به یادگیری تئوری موسیقی، هارمونی و آهنگسازی کرد.

شوپن در ۱۸۲۹ شاهد اجرای یکی از کنسرت‌های نیکولو پاگانینی نوازنده بی همتای ویلن در ورشو بود. او همچنین یوهان نپوموکا هومل آهنگساز و پیانیست آلمانی را ملاقات کرد. شوپن در آن سال به وین رفت و دو کنسرت در آنجا اجرا نمود که اجرای آن‌ها باعث شد تا پیام‌های متفاوتی را دریافت کند که شامل مقالاتی دلگرم کننده و انتقادهایی در رابطه با آرام نواختن بیش از اندازه او بود.

او در ورشو نخستین اجرا از کنسرتو پیانو در فا مینور را ارائه نمود و اولین اجرا از کنسرتو پیانو دیگرش می مینور را در نشنال تئاتر در ۱۷ مارس ۱۸۳۰ به نمایش گذاشت. در ۱۸۳۰ دوباره به وین رفت و این دو کنسرتو پیانو اش را اجرا نمود.

شوپن در وین خبرهایی درباره شورش ماه نوامبر روسیه علیه لهستان شنید که این باعث شداز تصمیمش برای بازگشتن به کشورش صرف نظر کند. او چند ماه دیگر در وین اقامت گزید و پس از آن به مونیخ و اشتوتگارت و سپس در اوایل اکتبر به پاریس رفت. شوپن تا پیش از این بسیاری از آثار مهم خود را تصنیف کرده بود که تعدادی از اتودهای اپوس ۱۰ و دو کنسرتو پیانو اش از آن جمله‌اند.

 فعالیت در پاریس

شوپن در پاریس با چند تن از بهترین پیانیست‌های آن زمان آشنا شد که فردریش کالکبرنر، فردیناند هیلر و فرانتس لیست از آن جمله هستند و در همین زمان بود که ارتباط صمیمی او با آهنگسازانی مثل هکتور برلیوز، فلیکس مندلسون و وینچنتزو بلینی شکل گرفت. موسیقی او تا پیش از این توسط آهنگسازان بسیاری مورد تحسین قرار گرفته بود تا جایی که روبرت شومان درباره او به دیگران گفت:آقایان، کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید.

شوپن در ۱۸۳۵ با خانواده اش در کارلسبد ملاقات کرد و آن‌ها را تا محل سکونتشان در دشن و سپس تا ورشو همراهی کرد و پس از آن چند هفته‌ای را در درسنین اقامت گزید و بعد به لیپزیگ عزیمت کرد و در آنجا مندلسون و شومان را ملاقات نمود. او هنگام بازگشت از این سفر دچار حمله شدید تنگی نفس شد که این حمله به قدری طاقت فرسا بود که روزنامه‌های لهستانی خبر درگذشت او را منتشر کردند.

شوپن در ۱۸۳۸ با ژرژ ساند -که شش سال بزرگ‌تر از او بود- آشنا شد و این رابطه که به سختی می‌توان درباره شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال ۱۸۴۷ به طول انجامید. آن‌ها در زمستان ۱۸۳۹ به مایورکا رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاق‌هایی که شوپن در آن‌ها اقامت داشت، تأثیر بسیار بدی بر سلامتی وی گذاشت تا آنجا که آن‌ها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد. در سال ۱۸۴۵ مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شد و در ۱۸۴۶ این رابطه با ورود مشکلات خانوادگی تیره تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمان‌هایش به نام نوکرزیا فلوریانی را که اصلاً برای شوپن خوشایند نبود را منتشر کرد. داستان این رمان به داستان یک هنرپیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی گردد که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن است. مشکلات خانوادگی سرانجام در سال ۱۸۴۷ به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه شوپن با ساند شد.

 آخرین سال‌های زندگی

شوپن در ۱۸۴۸ آخرین کنسرتش را در پاریس اجرا نمود و سپس به اسکاتلند و انگلستان رفت اما شدیدا بیمار شد تا آنکه در ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ هنگامی که به پاریس باز می‌گشت، در خانه خواهرش لودویکا درگذشت. روز پس از آن ماسکی از صورت و دست‌هایش ساختند و سپس بدن او را گورستان پر لاشز به خاک سپردند.

 آثار

همه آثار شوپن برای پیانو نوشته شده‌اند که این آثار یا به صورت تکنواز هستند یا با همراهی پیانو دوم، ویلن، ویلن سل، آواز و یا ارکستر.

آثار طولانی او همانند ۴ بالاد، ۴اسکرتزو، بارکاروله۶۰.Op ،فانتزی ۴۹.Op و سونات‌هایش همانند آثار کوتاه تر او مثل ایمپرومتوها، مازورکاها، نوکتورن‌ها، والس‌ها و پولونزهای او، جایگاهی تثبیت شده در بین آثار (رپرتوار) پیانو دارند.دو مجموعه مهم شوپن برای پیانو تنها عبارت اند از ۲۴ پرلود ۲۸.op و اتودهای ۱۰.op و ۲۵.op.

|+| نوشته شده توسط nadia در دوشنبه سیزدهم تیر 1390  |
 عکس پیانو















ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط nadia در دوشنبه سیزدهم تیر 1390  |
 زندگی نامه ی بتهوون
زندگی بتهوون [vie de Beethoven]. این، نخستین و مشهورترین اثر از سه زندگی­نامه­ای است که رومن رولان(1)(1866-1944)، نویسنده­ی فرانسوی، نوشته است تا «انسان­ها بتوانند نفحه­ی قهرمانان را تنفس کنند». زندگی بتهوون، که در 1903 منتشر شد، به درستی مهیج­ترین اثر رولان تلقی می­شود و شامل داستان زندگی بتهوون و گزیده­ای از نوشته­ها و نامه­ها و اندیشه­های اوست. در این اثر، زندگی مردی بیان شده که همواره رنج برده است: از کودکی غم­انگیز فقیرانه­اش تا بیماری درازی که او را به پای مرگ کشاند. این زندگی گویی داستانی از آرزوی شادمانی است که سرنوشتی متناقض، سرسختانه بدان خیانت ورزیده است؛ سرونوشتی که با بیمارهای مداوم و بی رحمانه، با آن ناشنوایی که در بیست و پنج سالگی او را مبتلا ساخت و تا پایان عمر شکنجه­اش داد، روی نمایاند. و «آن هنگام که بتهوون زیباترین آثار خود را می ساخت به منتها درجه رسید و او را «محبوس در چهاردیوار درون خود» و تنها، آن گونه که به ندرت برای کسی پیش می­آید، بی هیچ عشقی، و تا آخرین لحظه غوطه­ور در فقری شدید، بر جای گذارد. رومن رولان عاشقانه به بیان مصیبت چنین زندگی ای پرداخته و تمکین بتهوون را در پذیرفتن سرنوشت خود، حال آنکه در عمق وجودش و در تمامی آثارش توفندگی عصیان احساس می­شود. رومن رولان، در این کتاب، تعریفی تازه از قهرمانی به دست می دهد«تنها کسانی را قهرمان می­نامم که گشاده دل­اند»؛ در نتیجه، به بتهوون در مقام انسان و به حسنهای او جایگاهی برتر اختصاص می­دهد، تا به بتهوون در مقام مونسیقی­دانی بزرگ. در عصری که «هنر برای هنر» را ستایش می­کردند، رومن رولان، به عکس، اهداف «معنوی» هنر را باور داشت و از آن سخن می­گفت. زندگی نامه­ی بتهوون از نزدیک، اما بی هیچ توقفی، داستان مهم ترین قطعات ساخته­ی بتهوون را دنبال می­کند؛ منبع الهام و منشأ و مورد سیاسی آنها را ذکر می­کند. همین قطعات موسیقی است که باید برترین و قطعی­ترین دلیل قهرمانی را، که به بتهوون امکان داد تا از سرنوشت خود نیرومندتر باشد، به خواننده نشان دهد.

|+| نوشته شده توسط nadia در دوشنبه سیزدهم تیر 1390  |
 
 
بالا